نوشته های مِن

وب نوشته های یک پسر کُرد

بایگانیِ دستهٔ ‘بی ریط

خدا؟؟؟

دیدگاهی بگذارید »

خیلی ناراحتم.همش دلم میخاد گریه کنم…بغض داره خفم میکنه.حتی به یه دختر هم رحم نمیکنن.خدا معلوم هست تو کجایی؟نکنه ترسیدی؟این همه جوون داره پرپر میشه ندیدی؟دیگه هیشکی ازت نمیترسه چون هموطنامون دارن ما رو میکشن.چرا جلوشون رو نمیگیری نکنه خودتم با اونا دستت تو یه کاسه س.مگه خودت نمیگی که تو قادر و توانایی؟پس چرا گذاشتی دیروز اون دختر اینطوری بمیره.وقتی یاد صورتش میوفتم آتیش میگیرم.مگه چند سالش بود؟چه گناهی داشت؟خدا…

ندای عزیز روحت شاد.

نوشته شده توسط سینا

2009/06/21 در 13:16

نوشته شده در بی ریط

حرف اول

دیدگاهی بگذارید »

آدم بعضی وقتا دلش میخاد چند تا دوست بیشتر داشته باشه.واسه همین میاد تو دنیای مجازی!

سلام دوستای خودم! من اومدم!

نوشته شده توسط سینا

2009/06/20 در 11:17

نوشته شده در بی ریط

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.